سلام بر و بچ گل!
بابا لال موني گرفتم بس كه حرف نزدم!
ديگه قول مب دم از اين غيبت ها نداشته باشم!
قول مردونه!
كلي دلم براتون تنگ شده بود!
حالا ديدم نمي شه ار اين مرد هزار چهره حرفي نزد!اومدم يه چيزي بگم و برم!
راستي عيدتون مبارك!نمي دونم شما ازاين سال راضي بودين يا نه!ولي اين سال براي من هم خاطرات خوب داشت هم بد!
و كلي هم تجربه!اين تجربه هاش خيلي برام ارزش داره!
يادتونه قبلآ مسابقه مي ذاشتم؟چه حالي داشتم واقعآ!
يادش به خير!حالا هم مي خوام به ياد اون روزا يه مسابقه بذارم!
مي خوام تو يه جمله به مهران مديري عيد رو تبريك بگيد!![]()
مطمئنم كه جمله هاي قشنگي مي شنوم!
خب حالا مي رم سراغ به خبر از مجله ي سروش درباره ي پشت صحنه ي مرد هزار چهره!
يادداشت مهران مديري
اگه جاي من بودين؟
اگه جاي من بودين؟اگه مي خواستين خودتونو ثابت كنين...اگه از چراغ قرمز رد مي شدين؟بعد مجبور مي شدين جاي آدماي ديگه باشين...چيزهايي كه اصلآ به شما مربوط نيست ولي لذت بخشه...و آدم هاي كه شما رو بزرگ مي كنندر حالي كه خودتان هستين...لذت بخشه،نه؟اگه جاي من بودين؟
مهران مديري،كارگردان موفق طنزهاي تلويزيوني كه مدتي بود به سينما دل بسته بود،و امسال نيز در دو فيلم ((دايره زنگي)) و ((هميشه پاي يك زن در ميان است))ظاهر شد،بالاخره بسيار آرام و با طمانينه و دور از جنجال هاي مطبوعاتي ،سرگرم ساخت سريالي با عنوان ((مرد هزار چهره))شد تا با كار جديدش لبخند را بر لب خانواده هاي ايراني در ايام نوروز بنشاند.همين بهانه كافي بود براي ديدار از مرد هزار چهره!
عصر يك روز زمستاني است!هوا به قدري خوب و مطبوع است كه از همين حالا مي توان بوي بهار را حس كرد.ساعت ۴:۲۰ بعد از ظهر است كه خيابان زعفرانيه را به قصد تهيه ي گزارش پشت سر مي گذاريم.در بدو ورود به لوكيشن ،(همان منزل حاج يونس در سريال ميوه ي ممنوعه)مرداني مسلح با عينكي آفتابي،نظرمان را جلب مي كنند.اينجا منزل مافيايي قصه ي ((مرد هزار چهره)) است.مهران مديري و پيمان قاسم خاني روي كاناپه نشسته اند و گرم صحبت درباره ي فيلم نامه هستند.ابتدا ما را به سمت زير زمين راهنمايي مي كنند،جايي كه محراب قاسم خاني و خشايار الوند نشسته و گزم صحبت هستند.امروز،بهاره رهنما،عليرضا خمسه و پريا قاسم خاني در كنار مهران مديري بازي دارند.با توجه به حسايست مديري به كارش،پشت صحنه ي اين كار مثل هميشه شلوغ و در عين حال گرم است.همه با رويي گشاده به استقبال ما مي آيند و سلام و خوش آمد مي گويند.از جمله شايان احدي فر كه هم دستيار مديري محسوب مي شود و هم گاهي به ضرورت قصه،نقش كوتاهي را ايفا مي كند.پس از گپ زدن با خانوم ملك زاده براي ديدن سكانسي از سريال به طبقه ي بالا مي رويم و از آشپز خانه شاهد فعاليت گرون مي شويم.مدير پروژه ي اين گروه نيز با رويي گشاده و خندان به ما خوش آمد مي گويد.او نيز در اين كار در نقش پزشك ظاهر شده است.اينجا مقداري هم اسلحه روي ميز است.مديري براي عوامل سريال،چگونگي اين سريال را توضيه مي دهد.جالب است بدانيد مه اسب قهوه اي رنگي را وارد پذيرايي كرده اند كه جزو ميزانسن كار محسوب مي شود.همچنين يك مار و يك كروكديل و جانوري به نام ((ايگوانا))كه آنقدر آرام است كه بچه هاي گروه نوازشش مي كنند و ايگوانا چشم هايش را مي بندد،آنجا وجود دارد.پريا،دختر پيمان قاسم خاني و بهاره رهنما،نيز در كنار پدر بزرگ و مادر بزرگش نشسته است.مديري كه عينك بزرگي به چشم زده و كت و شلوار قهوه اي به تن كرده حالا متن را مرور مي كند.او پس از ضبط هر پلان،مقابل مونيتور مي نشيند و كار را مي بيند.آلاله هاشمي دستيار كارگردان،هنگامي كه مديري مقابل دوربين است،وظايف كارگردان را انجام مي دهد.
نوشته شده توسط شراره در شنبه بیست و پنجم اسفند 1386 ساعت 15:27 موضوع | لینک ثابت
آخرین نوشته ها
دیگه نمي شه بيش از اين سكوت كرد...
چاکر همتونم....!
مهران مديري در طنز ايران تكرار نمي شود...!
خاطرات من و شیر فرهاد(2)
تولدم مبارک!
خاطرات من و شیر فرهاد
به مهران مدیری رای بدین!
رازهاي زندگي مهران مديري
مسابقه!بدو بیا!
درباره وبلاگ

من شراره متولد 22/8/67 هستم.اين وبلاگو تقديم مي كنم به مهران مديري و همه ي علاقه مندان اين هنرمند توانا و می نویسم:تقدیم به نقطه چین زندگیم....
فهرست اصلی
دوستان
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY