سلام به همه ی دوستان عزیزم!چطورین؟ بهتون خوش می گذره؟ من که هنوز علافم!
آخه از شانس ما ورودی های ۸۶ امسال لطف کردن و یه دانشگاه نوساز برامون تدارک دیدن!
به همين دليل من فعلآ در حال استراحت هستم!
قبل از اين كه برم سر اصل مطلب بايد جواب چند تا نظر رو بدم.البته اين قسمت براي انتقاد يا تعريف شماست ولي وقتي غير منطقي باشه منم بايد يه چيزي بگم ديگه!چند نفر برام نظر گذاشته بودن كه وبلاگت اصلآ جالب نيست چون بيشتر مطالبت كپي هستن و آخر بيشتر پست هات نوشتي منبع سينماي ما يا فارس نيوز!خب من بايد در جواب اين افراد يه چيزي بگم!درسته كه نمي تونم در مورد جالب يا غير جالب بودن وبلاگم حرفي بزنم !چون اين مر بوط مي شه به سليقه ي هر فرد كه اونم به تعداد انسان ها بر روي زمين متنوع است!
ولي در زمينه ي كپي بودن مطالبم بايد بگم كه وبلاگ من در باره ي شخصيه كه در عرصه ي هنر فعاليت مي كنه و من كه نمي تونم از خودم براش خبر درست كنم!اصلآ منطقي نيست!من فكر مي كنم اين جور خبر ها با ذكر منبع خيلي مطمئن تره!حالا ديگه نظر با شماست!
راستي من يه فكري كردم!مي خواستم نظر شما هم در اين باره بدونم!مي خواستم براي هر پستم يه سؤال در نظر بگيرم و هر دفعه كسايي كه درست جواب دادن رو معرفي كنم! ولي بعد به اين نتيجه رسيدم كه بايد همه ي نظرا به صورت خصوصي باشه كه از همديگه تقلب نكنين!
و در اين صورت هيچ نظري برا خودم باقي نميمونه و اين برا وبلاگ من كه تازه داره برا خودش مشتري جور مي كنه بد مي شه!دوم اين كه اون وقت چه جايزه اي برا اين افراد در نظر بگيرم؟
در اين زمينه حتمآ بهم كمك كنين!ممنون مي شم!
خب حالا بريم سر اصل مطلب:
حتمآ همه ي شما در مورد طرح جديد مهران مديري خبر دارين!كه البته معلوم نيست قراره به صورت سينمايي ساخته بشه يا سريال!همون موضوع ۶۰۰ سال بعد در مريخ رو مي گم! براي اون كسايي كه از اين موضوع بي خبرن توضيح ميدم!نگران نباشين!
ماجراي اين طرح داستاني اينه كه:در ۶۰۰ سال آينده خانواده اي براي ادامه تحصيل دخترشون تصميم مي گيرن به مريخ مهاجرت بكنن!اگه به من فقط داستان رو مي گفتن و ازم مي پرسيدن كه اين داستان رو قراره كي بسازه قطعآ مي گفتم مهران مديري!چون اين همه ابتكار فقط از همچين كسي بر مياد!ولي من يه چيزه ديگه مي خوام بگم!اين كه اين موضوع رو به يه صورت ديگه قبلآ در كارهاي مهران مديري ديدم!باهاتون شرط مي بندم كه هيچ كدومتون اينو كه مي خوام بگم يادتون نيست!
اين قضيه مربوط مي شه به مجموعه ي جنگ ۷۷ .البته به اوايل مجموعه!اگه يادتون باشه اوايل مجموعه اصلآ دكوري وجود نداشت و فقط مهران مديري و لاله صبوري روي دو تا صندلي نشسته بودن و پشتشون هم عكسي از داخل يه خونه بود.به همين سادگي!ولي با اون همه ابتكار تونست كلي بيننده جذب كنه!تو يكي از آيتم ها مهران مديري(رامين) و لاله صبوري(مريم) و يه دختر بچه حضور داشتند!و ماجراي داستان هم در ۳۰۰ سال آينده رخ مي داد.رامين و مريم و دختر بچه داشتند توي يك پارك راه مي رفتند كه يهو دختره مي گه:بابا!من بستني مي خوام!
رامين:بابا جون صبر كن بريم جلوتر برات مي خرم!
دختر:نه من همين حالا مي خوام(و شروع كرد به پا بر زمين كوبيدن)
خلاصه يه كم كه جلوتر مي رن به يه بستني فروش دوره گرد مي رسن.
رامين:آقا بستني چنده؟
بستني فروش:يك ميليون و پونصد هزار تومن!
رامين:آقا گرون مي گي!سر چهارراه ميگه يك ميليون و دويست هزار تومن!
بستني فروش:همينه كه هست!اگه نمي خواي برو از همون بخر.
رامين:حتمآ!من از گرون فروش چيزي نمي خرم!بياين بريم!
ولي دختر بچه اصرار مي كنه و باباش مجبور مي شه براش از همين مرد به قول خودش گرون فروش بخره!
خداييش جالب نبود؟من اون موقع انقدر برام اين موضوع جذاب بود كه همش بهش فكر مي كردم و هنوز كه هنوزه از ياد نبردم!تا اين كه موضوع ۶۰۰ سال بعد در مريخ رو شنيدم و فهميدم كه قطعآ اين سريال يا فيلم هم تا آخر عمر به يادم مي مونه!البته من ديگه قيمت هارو يادم نبود و الكي يه چيزي گفتم!شما هم منو ببخشين!منتظر نظرات شما عزيزان هستم!اين عكسم كه من عاشقشم تقديم مي كنم به همتون!![]()

نوشته شده توسط شراره در سه شنبه دهم مهر 1386 ساعت 13:7 موضوع | لینک ثابت
آخرین نوشته ها
اتقاد تند توکا نیستانی، دفاع امیر مهدی ژوله، صحبت های لیلی گلستان و نظرات رشید پور
دیگه نمي شه بيش از اين سكوت كرد...
چاکر همتونم....!
مهران مديري در طنز ايران تكرار نمي شود...!
خاطرات من و شیر فرهاد(2)
تولدم مبارک!
خاطرات من و شیر فرهاد
به مهران مدیری رای بدین!
رازهاي زندگي مهران مديري
مسابقه!بدو بیا!
درباره وبلاگ

من شراره متولد 22/8/67 هستم.اين وبلاگو تقديم مي كنم به مهران مديري و همه ي علاقه مندان اين هنرمند توانا و می نویسم:تقدیم به نقطه چین زندگیم....
فهرست اصلی
دوستان
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY