تبليغاتX
 پاورچين پاورچين درنقطه چين قلبم جاگرفتي!

به همین سادگی

این عجیب ترین اتفاقی بود كخ مي توانست بيفتد.مردم تنها به يك دليل توكيو بدون توقف را به صدز جدول فروش سالانه رساندند و آن هم بي اغراق يك شخص بود:مهران مديري.

مهران مديري،بازيگر و كارگردان مجموعه هاي طنز تلويزيوني،در مقياس هاي تلويزيون ايران به نوعي يك مؤلف محسوب مي شود و حضور بي رقيبش در اين جايگاه در دوره اي بيش از يك دهه سبب شده تا مخاطب خاص و عام او را ببيند و ستايش كند يا مورد نقد قرار دهد.در هر حال، ديدن كار هاي مديري يك الزام محسوب مي شود و همين او را تا اين حد در كانون توجه قرار مي دهد.در سالي هم كه توكيو بدون توقف به نمايش در آمد،شرايط به همين شكل بود، هر چند كه بستر هاي لازم هم از قبل فراهم به نظر مي رسيد.سينماي ايران بعد از تب سينماي سياسي اجتماعي چهار سال نخست رياست جمهوري سيد محمد خاتمي،به نوعي رخوت رسيد و اقبال مردم نسبت به كمدي هايي كه به روي پرده مي رفت،در كنار فضاي بازتر حاصل از جريان قبل،سبب شد تا سينماي كمدي باز تر -و حتي در مواقعي مبتذل-طلايه دار مسير شود.اين سينماي كمدي در شكل بهترش كمدي هاي صحرا فيلم را داشت كه مغز متفكرش ايرج تهماسب بود و خيلي زود اين نوع كمدي بكوب بكوب جاي خودش را ميان مخاطب و منتقد بخ عنوان سبك نمونه اي باز كرد.در شكل مبتذل هم كار با حضور بازيگران مجموعه هاي طنز تلويزيوني و بهره گيري از شهرت آن ها پيش مي رفت و نويسنده و كارگردان از به كار بردن شنيع ترين شوخي ها رو گردان نبودند.

فيلمي كه نام سعيد عالم زاده را به عنوان كارگردان به روي خود داشت و در واقع متعلق به مهران مديري بود،در خط ميان اين دو جريان و در همان بستر تضمين شده حركت كرد.از يك طرف جنس قصه و حتي انتخاب بازيگران -حضور چهره هايي مثل حسن شكوهي و پانته آ بهرام-به نوعي يادآور كمدي هاي صحرا فيلم بود و از طرف ديگر حضور خود مديري به عنوان شاخص ترين چهره ي آن آثار تلويزيوني،تضميني را كه فيلم هاي جريان دوم در گيشه داشتند، خود به خود همراه مي آورد.براي همين توكيو بدون توقف نه آنقدر ها فحش خورد و مورد طعنه هاي منتقدين قرار گرفت و نه از سوي آن ها جدي گرفته مي شد.آدم هاي زيادي بودند كه مي خواستند درباره ي آنچه به روي پرده رفته حرف بزنند ولي در واقع فيلم آنقدر معمولي و خنثي و آن قدر ها جدا از فضا و مسير سينماي ايران به نظر مي رسيد كه كسي حوصله ي جدي گرفتنش را نداشت و نمايشش كه بي صدا شروع شده بود،در سكوت و بدون حاشيه ادامه پيدا كرد و به پايان رسيد.

و در پايان سال وقتي ارقام فروش كنار هم گذاشته شد تازه خيلي ها يادشان افتاد كه دز طول سال هيچ فيلمي نبوده كه از رقم فروش توكيو بدون توقف عبور كند.و به همين سادگي،يك فيلم تنها به دليل حضور مهران مديري و شوخي هاي سابقآ ممنوع و قرار گرفتن در بستري مناسب،پرفروشترين فيلم سال شد.مديري هم با اين كه مي توانست از اين موقعيت استفاده كند ترجيح داد جايگام مستحكمي را كه در تلويزيون داشت از دست ندهد و از سينما دور شد.

منبع:هفته نامه ي فيلم


 

نوشته شده توسط شراره در سه شنبه سی ام مرداد 1386 ساعت 17:9 موضوع | لینک ثابت


نیما شاهرخ شاهی در دایره ی زنگی

                   

سینمای ما ـ امیر کاظمی : نیما شاهرخ شاهی روز گذشته برای بازی در « دایره زنگی » نخستین تجربه ی سینمایی پریسا بخت آور قرار داد بست . نیما شاهرخ شاهی در کنار هدیه تهرانی و مهران مدیری به ایفای نقش خواهند پرداخت .به گزارش خبرنگار سايت سينماي ما  دور خوانی و تمرین بازیگران « دایره زنگی » از روز شنبه در دفتر تولید فیلم آغاز می شود و فیلمبرداری فيلم نيز  از ۱۵ شهریور ماه آغاز خواهد شد. گوهر خيرانديش، صابر ابر و مليكا شريفي‌نيا از ديگر بازيگران «دايره زنگي» هستند. پريسا بخت‌آور پس از كارگرداني چند سريال موفق تلويزيوني، كارگرداني اين فيلم سينمايي را به تهيه‌كنندگي سيد جمال ساداتيان بر عهده گرفته است.
 فیلم داستان ممد و شيرين را روایت می کند که تنها تا بعدازظهر فرصت دارند هزينه صافكاري ماشين تصادفي را كه سوار آن هستند تامين كنند، شيرين جرات ندارد ماشين پدر را كه يواشكي از خانه بيرون آورده و با آن تصادف كرده، با آن وضع به خانه برگرداند. آنها راهي خانه‌اي در شمال شهر مي‌شوند تا با كاري كه انجام مي‌دهند، پول موردنياز را تامين كنند ...

منبع: سینمای ما


 

نوشته شده توسط شراره در یکشنبه بیست و هشتم مرداد 1386 ساعت 19:41 موضوع | لینک ثابت


...آره بارون میومد.خوب یادمه....

معلم:نوبت مي رسه به امتحان شفاهي مهران مديري كه قرار است به همراهي بهرام دهقانيار و علي رزمي به طور زنده براي ما بخواند.

(مهران مديري به زيبايي هر چه تمام تر،ترانه اي با موتيف((آره بارون ميومد))را در مايه ي بيات اصفهان اجرا كرد كه رضايت كامل در چهره و آرامش حاضران در سالن به راحتي ديده مي شد.)

معلم:خيلي تشكر مي كنم از مهران مديري،بهرام دهقانيار كه پيانو نواخت و علي رزمي كه با نواي تارش اين عزيزان را همراهي كرد.

واي!من عاشق اي ترانه ام!وقتي هم كه مهران مديري اونو بخونه ديگه واويلا!البته بيشتر از اين از ترانه ي جووني كه مهران مديري اونو تو كنسرتش اجرا كرد خوشم مياد.واقعآ ياد كنسرت مهران مديري بخير!چي ميشه دوباره مهران مديري كنسرت بذاره!اميدوارم اين اتفاق بيفته و من همتونو اونجا ملاقات كنم.به اميد ديدار!


 

نوشته شده توسط شراره در شنبه بیست و هفتم مرداد 1386 ساعت 19:54 موضوع | لینک ثابت


بهترین ترانه

معلم:مقدم همه ی دوستان عزیزی که اینجا خضور دارند را گرامی می دارم.تقریبآ می توان گفت جشن امسال پر ستاره ترین است.از بزرگان و پیشکسوتان هنر گرفته تا دوستان در عرصه ی ورزش.موافق هستید که برنبمه ی امشب را آغاز کنیم و بیش از این شما را منتظر نگه نداریم.از سال گذشته جایزه ی بهترین ترانه ی تیتراژ اضافه شد.دوستان من دو ترانه از پنج ترانه ی کاندید را برای شنیدن آماده کرده اند که قسمت هایی از آنها را می شنویم...

(اولین ترانه ای که شنیدیم مربوط می شد به سریال تلویزیونی وفا به خوانندگی محمد اصفهانی و در ادامه بخش هایی از ترانه ی سریال باغ مظفر با صدای مهران مدیزی که با تشویق خضار روبه رو شد.)

معلم:(بعد از شنیدن ترانه و تصویر فیلم ازدواج به سبک ایرانی)اين هم آخرين كانديداي بهترين ترانه بود.و حالا براي اينكه جايزه ي بهترين ترانه را بدهيم از حسام نواب صفوي كه خودش نوازنده ي پيانوست،دعوت مي كنم تشريف بياورند.

حسام نواب صفوي:سلام عرض مي كنم خدمت تمامي دوستان و حضار در سالن.خيلي خوشخالم كه در بين شما هستم.

نامزدهاي دريافت جايزه ي بهترين ترانه ي فيلم يا سريال:

۱-محمد اصفهاني(وفا)

۲-بنيامين بهادري(گرگ و ميش)

۳-مهران زاهدي(اولين شب آرامش)

۴-محمد رضا صادقي(ازدواج به سبك ايراني)

۵-مهران مديري(باغ مظفر)

معلم:چون قبلآ شنيديم مي توانيد اعلام كنيد حسام جان!

جايزه ي بهترين ترانه به خاطر اجراي صميمي و دلنشين آهنگي خاطره انگيز با نسبت جدي ميان شعر عاشقانه و روابط كميك شخصيت هاتعلق مي گيرد به ((مهران مديري)) براي سريال تلويزيوني باغ مظفر.

مهران مديري:خيلي ممنونم.من خواننده ي حرفه اي نيستم.حرفه ي من كارگرداني و ساخت سريال و از اين جور چيزهاست اما خيلي ممنون هستم از هيئت داوران.در جايي كه محمد اصفهاني نشسته اند من غلط مي كنم كه خوانندگي كنم!(خاب به محمد اصفهاني)آقاي اصفهاني من غلط كردم و معذرت مي خواهم از ساير كانديدها!استاد بيضايي هم تشريف دارند از همين جا مي بوسمشان.استاد مشايخي،استاد انتظامي،آقاي كشاورز،اقاي علي پروين و جناب مهاجراني از همشان ممنونم.اميدوارم كه بتوانم بهتر از اين ها باشم!

معلم:اين جايزه فرق دارد با بقيه ي جوايز!مهران مديري نمي تواند برگردد و روي صندلي اش بنشيند!آقاي مديري امشب بايد بخوانند.(تشويق مردم)الان يك ترانه با صداي او مي شنويم و در قسمت بعد اجراي زنده اي از او شاهد خواهيم بود!

(موسيقي سريال شب هاي برره پخش مي شود و مديري لب مي زند.مردم هم همراهي مي كنند.)

مديري:قشنگ معلوم بود كه من نمي خوانم.نه؟(خنده ي حضار)براي اينكه امكان آوردن اركستر بزرگ اينجا نبود من ناچار شدم لب بزنم!اما امشب يك اجراي زنده به همراه بهرام دهقانيار و علي رزمي خواهم داشت.اين پيانوي روي صخنه هم ماجرايي دارد كه بعدآ خدمتتان عرض خواهم كرد.

 


 

نوشته شده توسط شراره در پنجشنبه بیست و پنجم مرداد 1386 ساعت 0:46 موضوع | لینک ثابت


نقطه چين...

وقتی پاورچين گام هايت در قلبم طنين مي نوازد،

                                      به جاي اسمت نقطه چين مي گذارم.....


 

نوشته شده توسط شراره در پنجشنبه هجدهم مرداد 1386 ساعت 19:18 موضوع | لینک ثابت


نگاهی به گذشته

آغاز سال ۷۲ براي تاريخ تحول نمايش هاي طنز تلويزيوني در تاريخ اين رسانه يك مبدا محسوب مي شود. تلويزيون به دنبال ساخت برنامه تازه اي بود. پس به دنبال آدم هاي تازه اي رفت. آدم هايي كه فقط قيافه هاي تازه اي نداشتند. آنها افكار، عقايد و نگاه تازه اي به مقوله خنداندن داشتند. آنها بازيگران نه چندان معروف صحنه هاي تئاتر تهران بودند. ناآشنا و غريبه بودند. اما چون جوان بودند و خوش تيپ توانستند بر ديدگاه هاي ضدخوش تيپ سالاري رايج در آن سال ها پيروز شوند. مردم مي خنديدند و آنها را به خاطر مي سپردند. در ميان آن همه جوان يك جوان لاغراندام با پليور يقه اسكي سفيد بيشتر در خاطر ماند. همان كه به طرز محترمانه اي در غالب منوچهر نوذري چارچوب موفق ترين برنامه مسابقه اي همه دوران هاي تلويزيون را با طنز به نقد مي كشيد. او ۳۲ ساله متولد تهران با مدرك ديپلم، بازيگري تئاتر و راديو و دستيار طراح صحنه فيلم كمدي «ديگه چه خبر» بود؟ 


وقتي كه تماشاگران سمج برنامه هاي تلويزيون در سال ۷۲ سريال خانوادگي باغ گيلاس را تحمل مي كردند هيچ كس فكر نمي كرد آن جوان عاصي خانواده كه در سايه عبدالرضا اكبري شيطنت هاي بي ثمر مي كند به سلسله جبال نمك تبديل خواهد شد. آنها فقط دو سال صبر كردند تا رضا آقاجاني، رضا عطاران، نصرا... رادش، رضا شفيعي جم، ارژنگ اميرفضلي، نادر سليماني، رامين ناصرنصير، سروش صحت، حميد لولايي و... ظهور كنند. در يك اتفاق عجيب با نام ساعت خوش. در ميان آن همه كوه فقط يك قله قرار داشت، مهران مديري بازيگر فيلم ديدار. او فقط به درد تلويزيون مي خورد. درد بي درمان خنداندن و او خنداند. كم و زياد. هرجا كه بود با خيره شدن به دوربين با تلخي و ناكامي و حتي در سخت ترين شرايط خنده با او آمد. عضو خانواده شد. هر شب به او عادت كرديم. در جنگ ۷۷ همه چيز را تحت شعاع خودش قرار داد. به دوربين خيره مي شد و پيام هاي اخلاقي مي داد. در ببخشيد شما از بقال و چقال سؤال هاي سورئاليستي مي پرسيد و اين كه آيا دختر به همكار خودتان مي دهيد. او هميشه موفق نبود. بارها شكست خورد. در پلاك ۱۴ و نود شب نتوانست به اوج برگردد. اما همه چيز با يك برنامه عجيب ديگر به اوج رسيد. جايي كه او و پيمان قاسم خاني قرار ساخت يك مجموعه تلويزيوني را گذاشتند. محل آتشفشان خانه اي در فرشته بود جايي كه تمدن برره متولد شد و جواد رضويان شد بهترين كمدين سال. پاورچين مثل توپ تركيد. ولي كسي سراغ توپچي را نمي گرفت. توپچي همان كسي بود كه در جشنواره چند سال گذشته به عنوان بهترين فيلمنامه نويس از پله هاي سن تالار وحدت بالا رفت و گفت اين جايزه مال بچه هاي مارمولك است. او خود مارمولك بود.

                


 

نوشته شده توسط شراره در سه شنبه شانزدهم مرداد 1386 ساعت 15:59 موضوع | لینک ثابت


خدا بيشتر بهم صبر بده!

اگه گفتم چشم ديدن مهران مديري رو كنا هديه تهراني ندارم بيخود گفتم.باز هديه تهراني جاي مادر من بود!اما ديگه ترانه عليدوستي رو نمي تونم تخمل كنم!
                                         

گروه فرهنگي؛مهران مديري براي بازي در فيلم «دايره زنگي» قرارداد امضا کرد تا در کنار هديه تهراني در اولين ساخته پريسا بخت آور ايفاي نقش کند. مديري که طي چند سال گذشته تمام وقتش را صرف ساخت و بازي در مجموعه هاي طنز تلويزيوني کرده و به انبوه پيشنهادات سينمايي «نه» گفته است، گويا قصد دارد طي سال جاري به فعاليت در سينما بپردازد. او اواخر سال گذشته در فيلم «هميشه پاي يک زن در ميان است» به کارگرداني کمال تبريزي بازي کرد و بعد از آن قرار بود که در فيلم «لبه پرتگاه» بيضايي حضور پيدا کند که ساخت اين فيلم منتفي شد. مديري قرار است تا از اواسط شهريورماه جلوي دوربين فيلم «دايره زنگي» برود. پريسا بخت آور کارگردان اين فيلم، همسر اصغر فرهادي است که پيش از اين تجربه ساخت مجموعه تلويزيوني «پشت کنکوري ها» را دارد. ديگر بازيگر «دايره زنگي» هديه تهراني است که پس از مدتي دوري از سينما قرار است در اين فيلم بازي کند. بنابر گفته تهيه کننده «دايره زنگي»، مديري و تهراني بازيگران اصلي اين فيلم نيستند و دو بازيگر نقش هاي اصلي از ميان جوانان انتخاب خواهند شد. ضمناً از ترانه عليدوستي به عنوان يکي از دو بازيگر نقش اصلي جوان فيلم نام برده مي شود.


 

نوشته شده توسط شراره در شنبه سیزدهم مرداد 1386 ساعت 18:0 موضوع | لینک ثابت


خدا بهم صبر بده!

شما دعا كنيد خدا بهم صبر بدهتا بتونم خضور مهران مديري رو كنار هديه تهراني تحمل كنم. رگ غيرتم خسابي ورم كرده!

سيدجمال ساداتيان، در گفت‌وگو با خبرنگار سينمايي فارس، اظهار داشت: تمام برنامه‌ريزي‌هاي ما براي توليد فيلم «دايره زنگي» به‌گونه‌اي انجام شده كه از 15 شهريور، فيلمبرداري فيلم آغاز شود.
وي همچنين گفت: علاوه بر مهران مديري و هديه تهراني كه ايفاگر نقش‌هاي مهمي هستند، نقش‌هاي اصلي اين فيلم را دو بازيگر جوان ايفا مي‌كنند كه هنوز انتخاب نشده‌اند.
ساداتيان افزود: البته قرار بود «گلشيفته فراهاني» در اين فيلم بازي كند كه به علت سفر او به خارج از كشور، بازي وي در «دايره زنگي» منتفي شد.

                                                         

ساداتيان، خلاصه داستان «دايره زنگي» را به اين شرح در اختيار فارس قرار داد:

 «تهران- جمعه؛ محمد و شيرين تنها تا بعدازظهر فرصت دارند هزينه صافكاري ماشين تصادفي را كه سوار آن هستند تامين كنند، شيرين جرات ندارد ماشين پدر را كه يواشكي از خانه بيرون آورده و با آن تصادف كرده، با آن وضع به خانه برگرداند. آنها راهي خانه‌اي در شمال شهر مي‌شوند تا با كاري كه انجام مي‌دهند، پول موردنياز را تامين كنند...».

«اصغر فرهادي» در «دايره زنگي» علاوه بر نگارش فيلمنامه‌نويس، به عنوان مشاور كارگردان با همسرش «پريسا بخت‌آور» سازنده مجموعه‌هاي موفق پيش از حضور در عرصه سينما مجموعه‌هاي تلويزيوني يادداشت‌هاي كودكي، پشت كنكوري‌ها و من يك مستاجرم همكاري مي‌كند.
كليه لوكيشن‌هاي «دايره زنگي» در تهران قرار دارد.


 

نوشته شده توسط شراره در شنبه سیزدهم مرداد 1386 ساعت 17:35 موضوع | لینک ثابت


هميشه پای يك زن در ميان است

هميشه پاي يك زن در ميان است» آخرين ساخته كمال تبريزي در حال حاضر آخرين روزهاي تدوين را توسط حسين زندباف سپري مي‌كند.همچنين صداگذاري فيلم نيز چندي پيش توسط اميرحسين قاسمي‌آغاز شده و هم اكنون درنيمه راه است. در اين فيلم مهران مديري، رضا كيانيان، حبيب رضايي، گل‌شيفته فراهاني، آهو خردمند، اسماعيل خلج، حسن معجوني، صبا كمالي، حبيب‌الله حداد، سياوش چراغي‌پور، شبنم مقدمي، مژگان جودي، هنگامه صالحي به ايفاي نقش مي‌پردازند.

در خلاصه داستان اين فيلم آمده است: «به يك خيابان باريك پر از ترافيك دقت كنيد، به اكثر قهرها و دعواي همسايه‌ها، هم محله‌ها و خانواده‌ها توجه كنيد، به خيلي از جنگهاي تاريخي نگاه كنيد، حتي دعواي‌هابيل و قابيل را دوباره مرور كنيد، هميشه پاي يك زن درميان است.»

آريا عظيمي‌نژاد موسيقي اين فيلم را مي‌سازد. نويسنده فيلمنامه رضا مقصودي و كمال تبريزي هستند و بازنويسي نهايي آن را نغمه ثميني انجام داده،بهرام بدخشاني مدير فيلمبرداري، مازيار ميري مجري طرح، مانفرد اسماعيلي دستيار اول و برنامه‌ريز و سعيد شريفي‌كيا مدير توليد اين پروژه هستند. اين فيلم به تهيه‌كنندگي محسن علي‌اكبري محصول شركت هفت آسمان است.

اين فيلم براساس داستاني از سيدمهدي شجاعي نوشته شده است. در كتاب مجموعه داستان «غيرقابل چاپ» نوشته سيدمهدي شجاعي، داستاني با نام هميشه پاي يك زن در ميان است دارد كه در كنار چند داستان ديگر از جمله داستان غيرقابل چاپ به نقد زندگي اجتماعي معاصر مي‌پردازد.

كمال تبريزي اين فيلم را با نگاهي آزاد به اين داستان و اين كتاب مي‌سازد. او پيش‌تر هم فيلم‌سينمايي «گاهي به آسمان نگاه كن» با بازي رضا كيانيان و ‌آتيلا پسياني را براساس داستان مرشد و مارگريتا نوشته ميخائيل بولگاكف ساخت.


 

نوشته شده توسط شراره در جمعه دوازدهم مرداد 1386 ساعت 1:43 موضوع | لینک ثابت


يادش بخير

باورتون ميشه من كه اين همه دم از عاشقي مهران مديري مي زنم يادم نمياد كي ازش خوشم اومد؟از وقتي يادمه من همش دنبال اين بودم كه ببينم مهران مديري كي سريال مي سازه!يادمه يه سال مقع عيد بود كه مهران مديري يه سريال واسه عيد ساخته بود. ما هم رفته بوديم شمال.از شانس گند من تلويزيونمون شبكه ۳ رو افتضاخ مي گرفت!من انقدر گريه كردم كه چرا نمي تونم اونو ببينم كه بابام مجبور شد ما رو برگردونه تهران!شايد اون موقع ۸-۷ سالم بيشتر نبود.موقعي هم كه مهران مديري كنسرت گذاشت من جزو اولين نفرايي بودم كه بليتشو خريدم.تازه از همه ي اينا كه بگذريم من ۲ بار رفتم پشت صخنه ي كاراش!البته فكر نكنين مثل بعضيا با التماس رفتم تو و خسابي سبك شدما!من با عزت و اخترام همراه با خواهرم كه خبرنگار يكي از مجلات معتبر سينماييه رفتم.اگه بدونين چقدر حال كردم.

                                    

دفعه ي اول رفتم پشت صحنه ي شب هاي برره!يه دسته گل قشنگ و با كلاسم برده بودم.اون موقع هنوز مهران مديري نيومده بود.براي اين كه وقت گذروني كنيم مجبور شديم يه ذره تو روستاي برره قدم بزنيم.اونم تو بارون!چه عاشقانه!فقط جاي مهران خالي بود!يه دفعه ديدم يه ماشين camary مشكي با كلاس وارد محوطه شد.بعدشم كه مهران نفس با يه باروني باكلاس ازش اومد پايين!احتمالآ نمي تونيد تصور كنيد كه من چه حالي داشتم.همون موقع گفتن كه وقت ناهار گروهه و همه به طرف سالن غذا خوري رفتن. من هم از اين فرصت براي اين كه گلمو به مهران مديري بدم استفاده كردم!ديگه البته بقيشو يادم نمياد!آخه اصلآ تو حال خودم نبوديم.حتمآ فكر مي كنين دارم چاخان مي كنم!ولي باور كنين اين تيكه كاملآ از ذهنم پاك شده!ولي طبق گفته هاي خواهرم من عينه مترسك فقط دسته گل به طرفش دراز كرده بودم بدون هيچ حرفي!مني كه قبل از رفتن به اونجا با خودم تمرين كرده بودم كه چقدز اونجا زبون بريزم حتي يه كلمه هم از دهنم در نيومد!موقع ناهارم من همش نگاه مي كردم ببينم كجا نشسته.وقتي از اومدنش مايوس شدم خواستم دلي از عزا در بيارم كه يه دفعه آقا تشريف اوردن و من بدبخت ديگه نتونستم يه لقمه هم بخورم.هي!!! يادش بخير!چه روزگاري بود!

                          

ولي از اين جالب تر پشت صخنه ي باغ مظفر بود!آخه لوكيشن باغ مظفر با خونه ي ما زياد فاصله نداشت.من اون روز يه تيپي زده بودم كه خودم كف كردم.با كلاه و شال مشكي و يه پالتوي باكلاس همون رنگي بيشتر شبيه بازيگراي تئاتر بودم!اين دفعه خيلي سعي كردم كه به اعصابم مسلط باشم و تك تك لحظه هاي ملاقات با مهران مديري رو به خاطر بسپارم. اتفاقآ موفق هم شدم.هواي باغ اون قدر سرد بود كه داشتم از سرما مي مردم.البته تيپ زدن همين عواقبو هم داره!ولي اين بار كلي از ديدن پشت صحنه ها لدت بردن و با خنده ي بازيگرا كلي خنديدم.بيچاره مهران مديري تازه از بستر بيماري پا شده بود و تازه داشت ديسك كمرش بهتر ميشد ولي با اين حال همچنان پر انرژي بود.از همه لذت بخش تر اون موقعي بود كه موقع پخش باغ مظفر از تلويزيون بود.همه ي گروه دور هم جمع شدن و با يه تلويزيون فكستني قديمي مشغول تماشا كردن زحمات خودشون شدن.من دم در عين بدبختا وايساده بودم كه يهو چشم مهران مديري به ما افتاد و با مهربوني گفت:خانوما چرا دم در وايسادين؟ تشريف بيارين تو!نميدونم دقيقآ اون لحظو چه رنگي شده بودم!چون اصلآ حالم قابل توصيف نيست. ولي خوشبختانه زود خودمو جمع و جور كردم و رفتم رو صندلي مظفر خان لم دادم. بازيگرا و گروه حتي خود مهران مديري انقر با ديدين صحنه هاي سريال مي خنديدن كه من از خودم مي پرسيدم واقعآ انقدر خنده دار؟ولي واقعآ هيچ وقت فكر نمي كردم يه روزي يكي از كاراي مهران مدير رو با خودش ببينم!تازه يادم رفت بگم كه اين دفعه ماشينش يه sonata سفيد بود. البته اون موقع مثله الان انقدر تو خيابون پر نشده بود و مثل خودش تك بود! اينم از  سرگذشت من و مهران مديري.اميدوارم زودتر يه مجموعه ي جديد بسازه تا بتونم بازم از خاطرات پشت صحنش براي شما بنويسم.واقعآ ياذش بخير!

                                                    


 

نوشته شده توسط شراره در پنجشنبه یازدهم مرداد 1386 ساعت 4:20 موضوع | لینک ثابت


جا برا همه هست!

اولش تصمیم داشتم که این وبلاگو فقط به نفس خالصم(مهران مدیری) اختصاص بدم. ولي حالا دلم مي خواد اين وبلاگو تقديم كنم به همه ي كسايي كه دوسشون دارم. مگه چه عيبي داره؟جا براي همشون هست.ولي مطمئن باشيد هيچ كدومشون به پاي مهران مديري نمي رسن!


 

نوشته شده توسط شراره در چهارشنبه دهم مرداد 1386 ساعت 17:14 موضوع | لینک ثابت


یک چهره و چند موج

مجموعه های مهران مديري به عنوان كارگردان يا بازيگر هر چه بوده اند يك ويژگي ثابت و هميشگي آنها،توفيق در جلب علاقه و توجه انبوه مخاطبان بوده است.چهره شدن اين كارگردان و بازيگر فقط پديده ي امسالي نيست.مديري از بدو ورودش به اين حرفه،چهره اي مورد توجه بوده است.

                                  

جلب علاقه ي توده هاي مردم و به قولي گل كردن،به ويژه از طريق مجموعه هاي تلويزيوني، نه فقط در ايران كه در سراسر ايران پديده اي بسيار رايج و همه روزه است.در همه جاي دنيا خانواده ها به چهره هاي مجموعه هاي تلويزيوني در حال پخشتوجه بيشتري مي كنند و بازيگران آن درمقاطعي مشهور مي شوند.اما مهران مديري تا كنون ثابت كرده است نه يك چهره ي مقطعي و موقتي كه مخبوب ترين كارگردان و بازيگر بيش از يك دهه ي تلويزيون ايران بوده است.گر چه اين نكته در مورد او گفتني است كه هر چه در عرصه هايي غير از ساخت و بازيگري مجموعه هاي ادامه دامه دار تلويزيوني،براي كسب توفيق و محبوبيت بيشتر طبع آزمايي كرده،كم تر موفق بوده است.مديري برخلاف بازي هاي تلويزيوني،در سينما دستاورد قابل توجهي نداشته.گرچه در اين عرصه فيلم موفق تجاري توكيو بدون توقف را نيز
داشته است.

                                      

 
پاي مهران مديري به دامنه ي هنرهاي ديگر نيز باز شده است.آواز خواندن يكي از آن عرصه هاست كه در آن دو كارنامه ي متفاوت دارد.يك بار در تلاشي كنسرتي ترتيب داد كه گرچه همه ي بليت هايش به فروش رفت، اما چندان بازتاب مثبتي نداشت.بار دوم خواندن و در واقع بازخواني يك آواز محلي و مشهور قديمي در تيتراژ شب هاي بررهبود كه همراه با توفيق كلي آن مجموعه سخت مورد توجه واقع شد،به ويژه در ميان جوانان و كودكاني كه خاطره اي از اجراي قديمي آن آواز نداشتند و حتي تصور مي كردند ملودي هاي آن را خود مديري ساخته است.آواز تكرار شونده ي آغاز قسمت هاي شب هاي برره البته چندان ربطي به درون مايه ي مجموعه نداشت.لخن عاشقانه ي ترانه ي (آهوي دشت) اگر نه در تضاد، لااقل ناهمههنگ با مايه هاي عاشقانه ي ماجراهاي سريال كه بيشتر طنزآميز و شوخي با عشق بود،به نظر مي رسيد.با اين همه آوازخواني مديري هم مانند كارگرداني و بازيگريش جاي ويژه ي خود را در دل مشتاقان باز كرد.

                           
                                                                         

موفقيت هاي پياپي مهران مديري فقط به استعداد هاي ويژه ي او در انتخاب موضوع، رهبري مناسب گروه سازنده ي مجموعه هاي تلويزيوني و يا بازي هاي روان و خلاقانه اش منحصر نمي شود.استعداد ديگر او استفاده ي مناسب از ساير بازيگران و سرمايه گذاري هوشمندانه ي او براي بروز خلاقيت هاي نقش آفرينان ديگر كارهايش است.او اين نكته را به خوبي در يافته است كه بازي خوب و نو آوري هاي شخصيش در صورتي جلوه و مقبوليت پيدا مي كند كه هم بازي هايش نيز با قدرت و تسلط به ايفاي نقش بپردازند.او فرصت درخشيدن را براي عوامل مجموعه هايش به ويژه بازيگران فراهم مي كند تا نه تنها ضعف هاي احتمالي بازي خود را از كانون توجه دور نگه دارد،بلكه به بازي هاي خوبش جلوه اي دو چندان ببخشد.

به همين دليل است  كه در مجموعه هاي حاصل كار او نه يك نقش و بازي محوري بلكه مجموعه اي از شخصيت ها و بازيگران هم طراز را مشاهده مي كنيم كه مجموعآ و همگي مورد توجه مخاطبان قرار مي گيرند.

                                  


 

نوشته شده توسط شراره در سه شنبه نهم مرداد 1386 ساعت 18:13 موضوع | لینک ثابت


جشن دنياي تصوير



                                                
                                         
هنگامي كه در جشن دنياي تصوير نوبت به مهران مديري رسيد كه ترانه اي را زنده اجرا كند، او به پيانو اشاره كرد و گفت:من براي اجراي موسيقي از آقاي معلم درخواست پيانو كردم و ايشان گفتند نداريم.
من هم مجبور شدم كه اين پيانو را كه مي بينيد بخرم و بعد از جشن اين پيانو را به اولين پيشنهاد خواهم فروخت.مديري شروع به خواندن كرد،ترانه اي كه مديري اجرا كرد واقعآ حس نوستالوژي خاصي داشت و هر كسي را به ياد خاطره اي انداخت.خلاصه با اجراي مديري جشن شور بيش تري پيدا كرد.




 

نوشته شده توسط شراره در سه شنبه نهم مرداد 1386 ساعت 14:15 موضوع | لینک ثابت


دوباره باغ مظفر

حدودا ۳ ماهی می شود که ضبظ مجموعه باغ مظفر دوباره شروع شده است اما این برای نه برای پخش از تلویزیون بلکه برای پخش به صورت ویدئو سی دی, در این مرحله ده قسط ضبط می شود و بعد از طی مراحل فنی به صورت ویدئو سی دی در مراکز فرهنگیحدودا یک هفته ای می شود که ضبظ مجموعه باغ مظفر دوباره شروع شده است اما این برای نه برای پخش از تلویزیون بلکه برای پخش به صورت ویدئو سی دی, در این مرحله ده قسط ضبط می شود و بعد از طی مراحل فنی به صورت ویدئو سی دی در مراکز فرهنگی پخش می گردد.
 


 

نوشته شده توسط شراره در سه شنبه نهم مرداد 1386 ساعت 3:35 موضوع | لینک ثابت


بيوگرافي



نام:مهران مديري

متولد ۱۳۴۰ در تهران

مدرك تخصيلي:ديپلم

فعاليت هنري خود را با تئاتر شروع كرد و با راديو ادامه داد.

در نوروز ۷۲ خوش درخشيد و سپس در همه ي برنامه هاي طنزي كه خود كارگرداني و بازي كرد ، موفق شد.

او در دومين مجموعه ي تلويزيوني که تنها به عنوان بازیگر حضور داشت - دردسر والدین - باز هم موفق بود!

كار پاورچین او توانست در پخش همزمان با سری سوم زیر آسمان شهر - ضعیف ترین قسمت این سری - گوی رقابت را از آن خود کند.

مجموعه طنز پاورچین در نیمه دوم سال 81 چنان در میان بینندگان تهرانی طرفدار پیدا کرد که خاطره جنگ 77 را در اذهان زنده کرد. مهران مدیری با هوش و خلاقیت خود به همراه سرپرستی نویسنده خوش ذوقی چون پیمان قاسم خانی و هنرنمایی بازیگران توانایی مثل جواد رضویان، شقایق دهقان، سحر زکریا، سحر ولدبیگی و ... هر شب خنده ای از ته دل را برای بیننده به ارمغان می آورد.

مهران مدیری در دو فیلم سینمایی هم بازی کرده است. یک فیلم عاشقانه به نام دیدار در سال 1372 و یک کمدی به نام توکیو، بدون توقف در سال 1381.


 

نوشته شده توسط شراره در سه شنبه نهم مرداد 1386 ساعت 3:18 موضوع | لینک ثابت


جلو نيا!!

اگه طرفدار مهران مديري نيستي يا به هر دليلي ازش خوشت نمياد(مطمئن باش دل به دل راه داره)جلو نيا!تا همين جاشم زيادي اومدي!راتو كج كن و برو!

چون اگه بخواي ازش بد بگي يا هر چيز ديگه اونوقت خودت مسئول عواقبش هستي!

بهت گفته باشم كه نگي نگفتي!

چون اگه من غيرتي بشم اونوقت.....


 

نوشته شده توسط شراره در دوشنبه هشتم مرداد 1386 ساعت 20:7 موضوع | لینک ثابت


كي بهتر از تو؟

سلام.

ورود به اين وبلاگو به همه ي طرفداراي مهران مديري خوش آمد ميگم.

پس اگه اهلشي برام نظر بذار تا با كمك تو اين وبلاگو به بهترين نحو راه اندازي كنم.

راهنمايي و نظر كي بهتر از تو؟؟


 

نوشته شده توسط شراره در دوشنبه هشتم مرداد 1386 ساعت 19:58 موضوع | لینک ثابت


This page is hosted by XM.COM - Free Web Hosting